معين الدين محمد زمچى اسفزارى

454

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

چمن چهارم از روضه هفتم در ذكر ملك غياث الدين و بعضى « 1 » ديگر از آل كرت بعد از وفات ملك فخر الدين ، برادرش ملك غياث الدين « 2 » محمد - كه آثار رشد و نجابت و آيات نجدت و سعادة در ناصيهء او پيدا و هويدا بود و در « 3 » اطاعت‌دارى و فرمان‌بردارى پدر « 4 » [ حسب الامكان مىكوشيد ، و پدر ] هرچه در حيطهء تملك « 5 » و تصرف داشت تمليك او گردانيده بود - بهرات آمد ، و از هرات عنان توجه بجانب « 6 » عراق معطوف گردانيد ، « 7 » و سبب آن بود كه برادرش ملك علاء الدين كه بسال ازو بزرگتر « 8 » و از ملك فخر الدين كهتر بود ، در خزاين و متروكات پدر طمع كرد ، و بينهما كار از مجاملت بمجادلت انجاميد ، و ملك غياث الدين جهت رعايت خردى و بزرگى ملاحظهء جانب برادر مينمود ، تا آنكه عزيمت عراق مصمم گردانيد ، و با برادران و اقارب گفت من پيش اولجايتو سلطان ميروم تا ممالك عراق را تفرج كنم ، و نيز پدرم بكرات « 9 » مرا گفته است كه از دلائل طالع تو چنان معلوم « 10 » كرده ، كه بر درگاه پادشاه وقت ترا رفعت تمام حاصل آيد ، و خزاين و دفاين « 11 » و حشم و خدم

--> ( 1 ) - مج : غياث الدين و بعضى ديگر از . مك : غياث الدين و بعضى از . پا : غياث الدين كرت و بعضى ديگر از . ( 2 ) - مج : غياث الدين كه . پا . مك : غياث الدين محمد كه . ( 3 ) - مج : اطاعت . مك . پا : طاعت . ( 4 ) - مج . پا : [ حسب الامكان مىكوشيد و پدر ] . مك : ندارد . ( 5 ) - مج . پا : و تصرف . مك : ندارد . ( 6 ) - مج . پا : عراق . مك : ندارد . ( 7 ) - مج . پا : و سبب . مك : سبب . ( 8 ) - مج . پا : و از ملك فخر الدين كهتر . مك : ندارد . ( 9 ) - پا : بكرات و مرات گفته است . مج : بكرات مرا گفته است . ( 10 ) - پا : معلوم كردم كه بر درگاه . مك : معلوم كرده كه بر درگاه . مج : معلوم كرده كه درگاه . ( 11 ) - مج . پا : و حشم و خدم . مك : ندارد .